انتظار شیرین
سلام پسری
نانازم حتما اون تو بهت سخت میگذره چون دیگه جات تنگ و کوچیک داره میشه و نمیتونی راحت حرکت و کنی و تکون بخوری.من هم کم کم دارم از این انتظار خسته میشم.این دو ماه انگاری نمیخواد بگذره تا من پسر عزیزم رو ببینم.
ناناز من با مادرجون کلی لباسای ناز و خوشگل برات خریدیم تا وقتی اومدی به سلامتی بپوشی و ما از بزرگ شدنت کیف کنیم.
زیاد نمونده تا دو ماه دیگه تحمل کنی میای تو بغلمون.ما خیلی دوستت داریم و از خداوند بخاطر اینکه فرشته کوچولو رو به ما داد شکر میکنیم.با اومدنت زندگیمون یه رنگ و بوی دیگه ای میگیره.دووووووووووووووووستت دارم نفسم.
حدود ١٠ روز دیگه امتحان دانشگاه ست الان مشغول درس خوندنم تا بتونم قبول بشم.
راستی عزیزم نی نی زن عمو مبیناشون هم پسره و حدود یه ماه دیرتر از تو بدنیا میاد و پسر عمو دار میشی.ایشالله که به سلامتی هردوتایی تون بدنیا بیاین.امین


انتظار شیرین
